نگاه که میکنم با زمین فاصله دارم
فاصله ای که اگه خودم رو پرت کنم میرم میرسم به جهنم
ایستادم لب پنجره
تکیه ام فقط به شیشه پنجره
شیطون همیشه همه جا حی و حاضره
چرا اینجا پیداش نیس که گولم بزنه زودتر خودم رو خلاص کنم
هر چی منتظرش میشم که بیاد انگار نه انگار
شاید رفته مرخصی
میرم بالای کوه
رو یه صخره می ایستم
آسمون دیگه بالای سرم نیس
زیر پام ،روبروم آسمونه
خالیه خالی
دلمم خالیه
میخوام دیگه خلاص شم
میگم شاید اینجا پیدا ش بشه
دستم رو بگیره
ولی میگن شیطون همیشه از پشت هل میده
منتظرشم
پیداش نیس
.
.
.
بر میگردم
دستم رو فرش
دنبال گوشیم میگردم
کیه این وقت شب
هوس مزاحمت به سرش زده
هنوز زنگ میزنه
بازم سردرد دارم
اون همه قرص که خوردم فقط منو تالب پنجره برده
دارم از شدت سر درد می میرم
میگم می میرم
ولی می بینی که نشستم دارم
تایپ میزنم
مسکن هم مسکن های قدیم
اینام دیگه تاثیر ندارن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14:44 توسط مهرنوش
|